ترانه ی سپيد   

یه نفر داد می زنه :

( پرف پارو می کنیم)

چشام از  خواب  می پرن

پلکامو هم میزنم

شیشه ها بخار گرفتن

پا می شم پنجره رو وا می کنم

همه ی کوچه پُره از پر قو

شاخه ها عروس شدن

آدما دستاشونو ها می کنن

جای پاشون میشه کفش مخملی

چه هوای پاکيه

ريه هامو پر و خالی می کنم

حسّ شاعرانه ام گل می کنه

قلمو ور می دارم

توی دفترم می نویسم:

اونی که دلم براش پر می زنه

دوس دارم الان بیاد در بزنه

 

لینک
دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٥ - خلیل جوادی ---- khalil javadi